چه کنم چکار کنم.

خرید بک لینک

دلم خوش بود دوسال میرم شهرستان وخوابگاه و از دست ننه بابا راحت میشم و از خونه دورم. لعنت به این کرونا که مجبورم کرده دوباره بشینم ور دل اینا.

ای کااااش این روزای قرنطینه زودتر تموم شه. خسته شدم از سر و کله زدن با مامان بابا.

واقعا راسته که میگن بعد از بیست سالگی تو خونه ننه بابا موندن مثل یه مملکت و دوپادشاهه :/

احساس آویززون بودن دارم. بابا و مامانم همچین حسی بهم دارن.

اگه میتونستن بهم میگفتن از خونه گمشو بیرون آویزون مفت خور.

خیلی دارم تلاش میکنم معدلم خوب بشه و پایان نامم توپ باشه که بتونم به اپلای فکر کم.

من راه دیگه ای ندام. باید فرار کنم ازین خونه و ازین آدما.

اپلای برای من خیییییلی فکر بچگانه و دور و مسخره ایه با همچین ننه بابایی که جرات ریسک ندارن و تا سر کوچه برم و دیر کنم ده بار تلفن میزنن . اپلای برای من خیلی خنده داره.

اما به این فکر میکنم که من راه دیگه ای دارم و بهش فکر نمیکنم؟؟

نه. من بعد از ارشد اگر نتونم اپلای کنم و نتونم خودمو ازین خونه نجات بدم حتما خودکشی میکنم.

عشقی که در کار نیست. آیده و زندگی مستقلی درکار نیست. اگر نتونم برم ازین جهنم راهی جز مرگ نمیمونه برام.

خوشبختییییی...

ما را در سایت خوشبختییییی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 17:22

صفحه بندی